با روش معرفی خدا به کودکان از بخش خانواده سایت تفریحی جیران همراه باشید.
در کودکی از مهربانی و زیبایی خداوند بگویید. از جملاتی مانند: “خدا ما رو خیلی دوست داره” “خدا حیوونا رو خیلی دوست داره” “خدا مهربونترینه” “از این کارت خیلی خوشحال میشه” “داره به ما لبخند میزنه” و … استفاده کنید. لطفاً برای تربیت و تنبیه، کودک را از خدا نترسانید. جملاتی مثل:”خدا این کارو دوست نداره” “خدا ازت ناراحت شد” “خدا می برتت جهنم”، اصلاً مناسب سنین کودکی نیست و فقط موجب ایجاد حس ترس و کدورت در کودک می شود و اگر ترس از چیزی در کودک نهادینه شود، نمی تواند آنرا دوست داشته باشد. وقتی فرزندتان به سن عاقلمندی رسید، برای معرفی خدا از نظم و قانونمندی آفریده های خدا بگویید.
معرفی مفهوم خداوند به کودکان یکی از حساسترین و در عین حال شیرینترین بخشهای تربیت معنوی است. ذهن کودکان (بهویژه زیر ۷ سال) عینیگرا است؛ یعنی مفاهیم انتزاعی را بهسختی درک میکنند. بنابراین باید از زبان تصویر، طبیعت و عاطفه با آنها سخن گفت.
در اینجا یک نقشه راه گامبهگام برای معرفی خدا به کودکان آورده شده است:
۱. از درگاه “زیبایی و نعمت” وارد شوید (نه ترس و مجازات)
بزرگترین اشتباه، معرفی خدایی است که مدام مچ میگیرد یا منتظر تنبیه کردن است. خدا را به عنوان «منبع مهربانی» معرفی کنید.
مثال: «ببین این سیب چقدر خوشمزه است؟ خدا میدونسته ما سیب دوست داریم، واسه همین اینجوری رنگی و شیرین آفریدتش.»
هدف: ایجاد یک رابطه عاطفی مثبت (حبالله) قبل از هرگونه تکلیف مذهبی.
۲. استفاده از مثالهای ملموس برای “نادیدنی بودن”
کودکان میپرسند: «اگه خدا هست، پس چرا نمیبینمش؟» برای پاسخ از مثالهای ملموس استفاده کنید:
مثال هوا: «مامان جان، تو اکسیژنی که نفس میکشی رو میبینی؟ نه، ولی اگه نباشه نمیتونیم زندگی کنیم. خدا هم مثل هوا همه جا هست.»
مثال بو یا گرما: «بوی گل رو نمیشه دید، ولی میشه حس کرد. مهربانی خدا رو هم وقتی کسی رو بغل میکنی یا خوشحالی، حس میکنی.»
۳. خدا را شبیه انسانها توصیف نکنید
مراقب باشید برای خدا دست، پا یا چهرهای شبیه آدمها تصور نکنند. وقتی میپرسند «خدا کجاست؟»، نگویید «روی ابرهاست» (چون با دیدن ابرها از هواپیما و ندیدن خدا، دچار تناقض میشوند).
پاسخ بهتر: «خدا مثل خورشید که نورش همه اتاقها رو روشن میکنه، حضورش همه جا هست. اون توی قلب مهربون توئه.»
۴. آموزش از طریق “طبیعتگردی” (خداشناسی توحیدی)
طبیعت بهترین کتاب درسی است. به جای سخنرانی، با هم به تماشای مورچهها، ابرها و دانهها بنشینید.
سوال بپرسید: «به نظرت کی به این جوجه یاد داده که چطوری از تخم بیاد بیرون؟»
نتیجه: کودک به یک «نظم بزرگ» پی میبرد و به قدرت آفریدگار ایمان میآورد.
۵. دعا را به عنوان “گفتگوی دوستانه” معرفی کنید
به جای اینکه دعا را فقط در جملات عربی خلاصه کنید، به او یاد بدهید با خدا حرف بزند.
تمرین: شبها قبل از خواب بگویید: «بیا با هم از خدا واسه کارهای خوبی که امروز اتفاق افتاد تشکر کنیم.» این کار باعث میشود کودک خدا را نزدیکترین دوست خود بداند.
اشتباهات ممنوع در معرفی خدا به کودک:
استفاده از جملات تهدیدآمیز: «اگه این کار رو کنی، خدا دوستت نداره» یا «خدا میبرتت جهنم». این جملات ریشه دینزدگی در بزرگسالی است.
خدا را غول چراغ جادو نشان ندهید: اگر به کودک بگویید هر چه از خدا بخواهی میدهد، با اولین دعای مستجاب نشده (مثل خریدن یک اسباببازی)، به وجود خدا شک میکند. بگویید: «خدا همیشه به حرفامون گوش میده، ولی اون مثل یه پدر و مادر دانا، چیزهایی که واقعاً برامون خوبه رو بهمون میده.»
۳ روش عملی برای اجرا:
کتابخوانی: از کتابهای داستانی با تصاویر رنگی درباره آفرینش استفاده کنید.
نقاشی: از او بخواهید «قشنگیهایی که خدا آفریده» را نقاشی کند.
الگوسازی: وقتی خودتان در سختیها میگویید «خدایا شکرت، کمکم کن»، کودک توکل را به صورت عملی یاد میگیرد.
بیشتر بخوانید: تربیت فرزندان شاد
نظرات کاربران